تبليغاتX
دری به خانه عشق -

دری به خانه عشق

 

جلسه محاكمه عشق بود
و قاضي عقل
و عشق محكوم به تبعيد به دورترين نقطه مغز شده بود
يعني فراموشي
قلب تقاضاي عفو عشق را داشت
ولي همه اعضا با او مخالف بودند
قلب شروع كرد به طرفداري از عشق
آهاي چشم مگر تو نبودي كه هر روز آرزوي ديدن اونو داشتي
اي گوش مگر تو نبودي كه در آرزوي شنيدن صدايش بودي
و شما پاها كه هميشه آماده رفتن به سويش بوديد
حالا چرا اينچنين با او مخالفيد؟
همه اعضا روي برگرداندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترك كردند
تنها عقل و قلب در جلسه مادند
عقل گفت :ديدي قلب همه از عشق بيزارند
ولي من متحيرم كه با وجودي كه عشق بيشتر از همه تو را آزرده
چرا هنوز از او حمايت ميكني !؟
قلب ناليد:كه من بدون وجود عشق ديگر نخواهم بود
و تنها تكه گوشتي هستم كه هر ثانيه كار ثانيه قبل را تكرار ميكند
و فقط با عشق ميتوانم يك قلب واقعي باشم
پس من هميشه از او حمايت خواهم كرد حتي اگر نابود شوم

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آذر 1385 13:58 توسط سحر |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

به وبلاگ خودتون خوش امدید
نظر یادتون نره


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

تیر 1386

خرداد 1386
اردیبهشت 1386
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385



پیوندها

دختر بهار
عاشق واقعی
یگانه قواص دریای غم
عاشق دل شکسته
محسن و سونیا
محمد جووووووووووووووون
always-love
بهزاد
آه سرد
حرفهايي از سر دلتنگي
شهر عاشقا


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS